مرحوم دکتر
سید احمد قاضی عسکر
مرحوم دکتر سید احمد قاضی عسکر در ۱۷ شهریورماه ۱۳۱۵ مصادف با زادروز تولد حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) در شهر اصفهان متولد شد. در سن پنجسالگی، خواندن و نوشتن و ریاضی را نزد یکی از خانمهای معلم و دیانت را نزد یکی از همان ایام نیز کسب هزینه درس و خرید کتاب و… مشغول به کار در مغازه خواروبارفروشی شد. سپس در کلاس چهارم در خیابان چهارباغ پایین مشغول به تحصیل شد و بعد از اتمام چهار سال تحصیل، مقطع پنجم و ششم را در دبستان نیمروز به اتمام رساند و سپس برای سیکل اول به دبیرستان کارروزی واقع در خیابان مدرس و برای سیکل دوم به دبیرستان هاتف رفت و دیپلم ادبی را در کلاس یازدهم اخذ نمود و به استخدام آموزشوپرورش (اداره فرهنگ آن زمان) درآمد و به مدت پنج سال در شهرستان فریدن به عنوان معلم و سپس مدیر مشغول به کار شد و همزمان برای اخذ دیپلم ششم ادبی، در آموزشگاه شبانه ثبتنام نمود و ظرف مدت بیست روز دیپلم کامل ادبی را اخذ نمود.
ایشان در آزمون ورودی دانشگاه اصفهان در سه رشته زبان انگلیسی، زبان عربی و ادبیات فارسی شرکت نمود که در هر سه رشته بین نفرات اول تا سوم انتخاب شد. وی در رشته ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان مشغول به تحصیل شد و کسب رتبه اول، فارغالتحصیل شد. سپس مقطع فوقلیسانس خود را در دانشگاه تهران و با عنوان رتبه برتر به اتمام رساند و در همان دانشگاه نیز در مقطع دکتری ادامه تحصیل داد. ایشان همزمان با تحصیل در دانشگاه، با سمت مدیر در مدارس مختلف مشغول به کار شد و بعد از ۲۰ سال خدمت در آموزشوپرورش، به درخواست وزارت علوم در سال ۱۳۵۴ به عنوان عضو هیئت علمی در دانشگاه اصفهان مشغول تدریس شد. دوران خدمت ایشان در دانشگاه اصفهان بیش از ۳۰ سال به طول انجامید.
مبارزات
استاد قاضیعسکر در سال ۵۵ در پی مبارزاتی که بر ضد رژیم پهلوی داشت، از سوی ساواک بازداشت و شکنجه شد. ایشان خود نقل مینمود:
بازجو برگهای را جلوی من گذاشت و گفت تمامی اطلاعات را بر روی برگه بنویس. من نام افراد مرتبط به همراه «کاری که داری» که نوشتم «قُل یا أیُّهَا الکافِرُونَ، أعبُدُ ما تَعبُدُونَ…» وقتی بازجو برگه را خواند چنان خشمگین شد که با مشت به دهانم کوبید، بهگونهای که چهار دندان جلویی من خرد شد!
همین بازداشت و مقاومت او موجب شد مانع ادامه تحصیل وی در مقطع دکتری ادبیات دانشگاه تهران شوند، تا جایی که پس از انقلاب در سال ۱۳۵۸ مجدداً در اولین دوره پذیرش دکتری دانشگاه تهران شرکت کرد و با رتبه نخست پذیرفته شد.
از همرزمان ایشان در مبارزات قبل از انقلاب، میتوان از شهید صیاد شیرازی نام برد. مرحوم استاد قاضیعسکر از معتقدان و مدافعان سرسخت ارزشهای راستین انقلاب و در زمره استادان مسلمان و مدافع امام و انقلاب در سطح دانشگاه اصفهان بود و در این راه از پای نمینشست. پس از انقلاب بارها از طرف ضد انقلاب تهدید شد و منزل ایشان بهوسیله کوکتل مولوتوف مورد تعرض قرار گرفت.
ایشان در سالهای پایانی عمر خویش، بهشدت نگران آرمانها و ارزشهای انقلاب بود و با مشاهده هرگونه انحراف از مسیر خویش، خون دل میخورد و آن را با تلخکامی گوشزد مینمود.
حضور در جبهه
استاد قاضی عسکر اوایل جنگ مدتی با ستاد جنگهای نامنظم که زیر نظر شهید دکتر چمران اداره میشد، ارتباط و همکاری داشت. جبهههای جنگ از کردستان تا جنوب، بارها شاهد حضور او در خطوط مقدم نبرد بود. مدتی نیز مدیر یکی از مدارسی بود که در مناطق جنگی، محل آموزش و استراحت رزمندهها بود. در سال ۱۳۶۱ در حالی که خود در جبهه حضور داشت، فرزندش امیررضا در جبهههای جنگ به شهادت رسید. پسر دیگرشان نیز در زمان جنگ بهعنوان فرماندار کرمانشاه مشغول به خدمت بود.
بسیار توانا، فاضل و فرهیخته و در عین حال کاملاً بیادعا و متواضع و فروتن بود. اینان تسلط کمنظیری بر متون نظم و نثر فارسی داشت و بهخوبی و با تسلط کامل، از عهده شرح دشواریهای متون برمیآمد. با زبان و ادبیات ایران پیش از اسلام نیز آشنا بود و در کلاسهای درس، موارد متعددی از پیش از اسلام را بهعنوان نمونه ذکر مینمود. زبان و ادبیات عرب را نیز بهخوبی میدانست و با استادی و مهارت تدریس میکرد و آثاری از جمله همین کتاب را نیز از عربی به فارسی ترجمه نمود.
خصوصیات اخلاقی
ایشان جزو یکی از خاندانهای اصیل و سنتی اصفهان و به لحاظ دینی بسیار مقید بود، اما درعینحال از ریاکاری و ظاهرسازی و مقدسمآبی پرهیز داشت. دارای شخصیتی اخلاقی و بسیار مبادیآداب و بهغایت مأخوذبهحیا بود. در سلامکردن پیشقدم بود و در اغلب موارد، لبخندی بر لب داشت و با خوشرویی با دیگران برخورد مینمود.
بسیار کمصحبت بود و در اغلب موارد سکوت را ترجیح میداد. آرام و شمرده سخن میگفت و صدایی بلند نمیکرد. از کسی، حتی از کسانی که ظلمی در حقش نموده بودند بدگویی نمیکرد. خود اهل کینه و کینهتوزی و انتقام نبود و در برطرف کردن اختلافات دیگران نیز بسیار کوشا بود.
وجود او خیر و صلح و مدارا بود؛ گویی فرشتهای بود در قامت یک انسان که حتی آزارش به موری هم نرسید؛ و بهراستی مصداق این شعر صائب تبریزی بود:
چون سایه مِهرگان هوا در سفر گذشتیم آزار به موری نرساندیم و گذشتیم
نیاز هیچ نیازمندی (بهویژه دانشجویان) را بدون پاسخ نمیگذاشت و در برطرفکردن مشکلات دیگران بسیار کوشا بود. ایشان به سبب وارستگی روح و بیتعلقی و عدم وابستگی به دنیا، نسبت به مسائل مادی اعتنایی نداشت و هیچگاه حریص به مالومنال دنیوی نبود و بهجز تأمین معاش و مایحتاج ضروری زندگی، برای آن تلاش نمیکرد.
در سمت مدیر گروه ادبیات دانشگاه اصفهان، با روی گشاده و با صبر و شکیبایی تواضع مثالزدنی، زمان زیادی را برای برطرفکردن مشکلات دانشجویان اختصاص میداد و در امور مختلف دانشجویان، اعم از تحصیل، کار، ازدواج، وام، موانع و گرفتاریها و... از هیچ تلاشی دریغ و مضایقه نمیکرد و این به محبوبیت ایشان میافزود.
سرانجام استاد قاضیعسکر، در تاریخ ۲۲ آذر ۱۴۰۱، در ایام رحلت حضرت فاطمه زهرا (س) به دیدار معبود خویش شتافت.